داستان ليلي ومجنون
لیلی و مجنون

تهیّه کننده گروه آموزشی زبان وادبیّات فارسی زرّین شهر زارعی
در دیار عرب بر قبیله بنی عامر مردی حکومت می کرد،درویش نواز و مردم دوست و حشمتی بسیار ،تنها نقص زندگیش نداشتن پسری بود تا اجاق خانواده را گرم و نام پدر را زنده دارد.امیر عامری در آرزوی پسر نذر و نیاز ها کرد و سرانجام دعایش مستجاب گشت و صاحب پسری شد،نورسته گلی چو نار خندان.نوزاد را قیس نامیدند و به دایه اش سپردند و در تربیتش سعی ها کردند و چون به ده سالگی رسید به مکتبش نهادند.در آن مکتب خانه :
+ نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 10:40 توسط گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی
|
این وبلاگ متعلق به گروه دبیران ادبیات زرّین شهر استان اصفهان می باشد وهدف آن ارتقای سطح کیفی آموزش زبان وادبیات فارسی در بین دبیران، دانش آموزان وسایر علاقمندان به فرهنگ وادب فارسی است .در این باره منتظر نظرات سازنده ی شما بازدید کننده ی محترم می باشیم.آدرس ایمیل ما: f.safaridenavi@gmail.com