لیلی و مجنون

تهیّه کننده گروه آموزشی زبان وادبیّات فارسی زرّین شهر زارعی

در دیار عرب بر قبیله بنی عامر مردی حکومت می کرد،درویش نواز و مردم دوست  و حشمتی بسیار ،تنها نقص زندگیش نداشتن پسری بود تا اجاق خانواده را گرم و نام پدر را زنده دارد.امیر عامری در آرزوی پسر نذر و نیاز ها کرد و سرانجام دعایش مستجاب گشت و صاحب پسری شد،نورسته گلی چو نار خندان.نوزاد را قیس نامیدند و به دایه اش سپردند و در تربیتش سعی ها کردند و چون به ده سالگی رسید به مکتبش نهادند.در آن مکتب خانه :